فرمانده سالار مطالعه امکانات اینترنت

فرمانده سالار: مطالعه امکانات اینترنت اسماعیلی کتابخانه راه اندازی اولین کتابخانه عمومی ویژه بانوان

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / میرسلیم

میرسلیم: اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / اگر به دور دوم راه می یافتیم تخلفات قالیباف را فاش می کردم/ 50 عضو خبرگان، رئیسی را به میدان مسابقه آور

اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / میرسلیم

میرسلیم: اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم

عبارات مهم : نامزدی

میرسلیم: اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / اگر به دور دوم راه می یافتیم تخلفات قالیباف را فاش می کردم/ 50 عضو خبرگان، رئیسی را به میدان مسابقه آوردند

رئیسی اهل خلاف نیست ولی یک عنصر قضایی است

مصطفی میرسلیم کاندیدای انتخابات اخیر ریاست جمهوری راجع به حاشیه های انتخابات با روزنامه کشور عزیزمان ایران مصاحبه کرده است.

اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / میرسلیم

بخشی از این گفت وگو را می خوانید:

چه زمانی به «جمنا» دعوت شدید؟

میرسلیم: اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / اگر به دور دوم راه می یافتیم تخلفات قالیباف را فاش می کردم/ 50 عضو خبرگان، رئیسی را به میدان مسابقه آور

ما در حزب مؤتلفه از اردیبهشت ماه جهت حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم گیری کردیم. هنوز تشکیلاتی تحت عنوان «جمنا» وجود نداشت، مگر در ذهن مؤسسان مهم آن؛ ما خبر نداشتیم و اقدام مستقل خودمان را در حزب انجام دادیم. تشکیلات حزب آشنا شده است است و معرفی نامزد فرایندی دارد که آن را طی کردیم. جهت اصل حضور و مصداق نامزد، فرایندی چند ماهه طی شد و با نظرسنجی از استان ها، اعضای مجمع، دبیران و بعد هم در شورای مرکزی حزب تصمیم نهایی گرفته شد.

در دی ماه سال ۹۵ به مشهد مشرف شدیم و آنجا تصمیم حزب اعلام شد. به موازات این، بعضی از دوستان دیگر ما در جبهه اصولگرایان هم به فکر چاره جویی پرسشها بودند و به سازماندهی جمعی به عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» مبادرت کردند. آنان مبنای خود را کار حزبی قرار ندادند، بنابراین از ابتدا به سراغ ما به عنوان حزب نیامدند؛ هر چند سراغ شخصیت های حزب آمدند. ما هم چون در نیت، آنان را با خود یکسان می دیدم، با این همکاری موافقت کردیم و گفتیم در استان ها هم این همکاری صورت بگیرد؛ لیکن نیت آنها را هم مثل خودمان اصلاح امور کشور می دیدیم؛ هر چند به لحاظ روش به آنان انتقاد داشتیم.

همان طور که اشاره کردید، «جمنا»، متشکل از «افراد» بود ولی مؤتلفه تأکید داشت به عنوان یک «حزب» وارد مسابقه ها شود. با توجه به عدم تجانس فعالیت یکسان فرد و حزب که از همان ابتدا هویدا بود، مؤتلفه با چه استدلالی ورود به بحث امکان فعالیت یکسان انتخاباتی را با «جمنا» پذیرفت؟آیا چنین توصیه ای در مذاکرات و مشورت های درون حزبی مورد اشاره و بحث قرار گرفت؟

بله؛ طبیعتاً همه پرسشها در حزب قبل از تصمیم گیری بررسی می شود. در مجموع به این نتیجه رسیدیم که چون نشانه مشترکی وجود دارد و نیت ما و آنان یکسان هست، بعد با این دوستان همکاری داشته باشیم و ضمناً به آنان بگوییم که پیشبرد صحیح این کار مستلزم طی کردن فرایند دقیق تشکیلاتی هست؛ به آنان اعلام کردیم خوب است در سازماندهی خود از تجربه ما استفاده کنید که در عالی ترین وضع به نتیجه مطلوب برسید. شاید هم آنان عنایت کردند، ولی این نقیصه تا آخر وجود داشت و اکنون هم است و من خبر ندارم در آینده می خواهند چه کاری انجام دهند. به هر حال تفاوتی است که بین ما و «جمنا»جود دارد.

اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / میرسلیم

«جمنا» از ابتدا اعلام کرده بود بنا دارد به«نامزد واحد» برسد؛ آینده نگری مؤتلفه این بود که مثلاً نامزد مؤتلفه می تواند نامزد نهایی باشد؟ و اگر نامزد دیگری معرفی می شد، قرار بود حزب چه واکنشی نشان دهد؟

ما که نیازمند آن نبودیم در «جمنا» راجع به ما تصمیم گیری شود.

میرسلیم: اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / اگر به دور دوم راه می یافتیم تخلفات قالیباف را فاش می کردم/ 50 عضو خبرگان، رئیسی را به میدان مسابقه آور

شما در گفت و گویی راجع به احتمال «مهندسی آرا» در انتخابات درونی «جمنا» هشدار دادید. این انتخابات را سالم و براق می دانید یا مهندسی شده است و هدایت شده؟

بحث مهم ما همین بود؛ گفتیم اگر قرار است یک مجمع عمومی تشکیل شود، دعوت از اعضا جهت شکل دادن مجمع عمومی قواعدی دارد. چگونه این ها از استان های متفاوت جمع شدند؟ شما همین طوری حکم دادید؟گزینشی برخورد کردید؟ یا از میان حاضران گزینش صورت گرفته است؟ تشکیل مجمع عمومی قواعدی دارد؛ اگر مراعات شود اعتبار رأی گیری زیاد می شود. در غیر این صورت حالت شخصی به خود می گیرد. این توصیه ای بود که ما بحث داشتیم.

آنها جهت جلب اعتماد شما چه توضیحی دادند؟

اگر قالیباف رای می آورد،خودم را سرزنش می کردم / میرسلیم

هیچگونه توضیحی ندادند و دنبال جلب اعتماد ما نبودند و برنامه ارزش را به روالی که تشخیص می دادند، ادامه دادند.

الان، چه جمع بندی ای دارید؟ انتخابات «جمنا» جهت تعیین مجمع عمومی و نامزدها قابل اعتماد بود؟

ما با توجه به شناختی که داریم، معتقدیم آن نحوه گردآوری افراد در مجمع عمومی اشکال داشت. با معیارهای ما سازگار نبود. ما اینگونه کار نمی کنیم.

اعضای جمنا با وجود واگذاری نتیجه انتخابات می گویند این تشکل تجربه موفقی بود و باید این تشکیلات را ادامه دهیم. چنین برداشتی را می پذیرید؟

ما از مبنا با این نوع اقدام تشکیلاتی موافق نیستیم.

چرا موافق نیستید؟ هنگامی که تصمیم جمعی اصولگرایان این است که…

وظیفه یک تشکیلات باید به شکل قانونی مشخص باشد؛ هنگامی که ما می گوییم حزب مؤتلفه اسلامی قانون آن را تعریف کرده هست؛ هنگامی که می گوییم «جبهه پیروان خط امام» باز این متشکل از احزاب هست. ولی یک جبهه ای به نام «جمنا» ایجاد شده است که نه متشکل از احزاب است و نه هنوز وظیفه ثبت قانونی آن مشخص هست؛ باید بنشینند و خیلی موارد را درست کنند تا به قول خودشان این تجربه موفق، موفق تر شود.

پیش بینی بسیاری از ناظران این بود که شما دقیقه 90 انصراف می دهید و گمانه زنی آنان این بود که مؤتلفه دنبال سهم از دولت آینده هست. راجع به حضور در دولت احتمالی نامزد نهایی «جمنا»، پیشنهاد مشخصی به شما شد؟

از طرف دوستان ما در «جمنا» پیشنهاد رسمی به ما نشد. ولی غیررسمی روز بیست و هفتم اردیبهشت به ما اعلام شد که خوب است اتحادی پدید بیاید؛ نظر ما این بود که نه، اتفاقاً این مناسب نیست.

چه کسانی این پیشنهاد را دادند؟

دوستان ما در «جمنا» این پیشنهاد و خبر را به ما دادند. این پیشنهاد را به آقای قالیباف هم دادند که آقای قالیباف زیربار رفت و پذیرفت به نفع آقای رئیسی کنار برود.

گفته شد به آقای قالیباف پیشنهاد شده است کنار بروند و در صورت پیروزی آقای رئیسی، معاون اول شوند…

من خبر ندارم.

به شما هم پیشنهاد پست و مقامی در کابینه داده شد؟

اصلاً پیشنهادی به ما نشد.

یعنی فقط گفتند بی قید و شرط کنار بروید؟

رسماً نگفتند کنار بروید ولی پیغام دادند؛ بعضی از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که در شورای مرکزی «جمنا» هستند، میل به آنها را به ما منعکس کردند. در شورای مرکزی بحث کردیم؛ چون تصمیم گیری شخصی نیست که دو یا سه نفر بگویند این کار را انجام دهید. هنگامی که شورای مرکزی حزب مؤتلفه، یک نفر را به عنوان نامزد ریاست جمهوری گزینش می کند، همان شورا باید بگوید آیا به مصلحت است که آن نامزد انصراف دهد یا نه؟ شورای مرکزی همچنین چیزی را تصویب نکرد؛ میل به «جمنا» این بود که ما کنار برویم ولی شورای مرکزی حزب این تصمیم را نگرفت.

با آقای قالیباف هم مذاکره ای داشتید؟

من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. ولی اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.

چرا اعتقاد ندارید؟

به علت برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم.

در مورد آقای رئیسی هم همین نظر را داشتید؟

خیر؛ وضع آقای رئیسی تفاوت می کند؛ او اهل خلاف نیست، ولی او یک عنصر قضایی در کشور هست. با وجود این، معمولاً کسی که در صحنه نظامی، قضایی و اطلاعاتی فعال بوده ، نباید وارد صحنه سیاسی شود. یک قاضی معمولاً به علت نوع کارش، پنجاه درصد موافق و پنجاه درصد مخالف دارد. قاضی رأی می دهد، نمی شود دل همه را به دست بیاورد؛ باید تصمیم گیری کند؛ طبیعی هست. یک عنصر قضایی نباید خود را در معرض آرای عمومی قرار دهد.

یک ایرادی به اصولگرایان مطرح می شود این است که چطور جناحی با این قدمت و سابقه کار در نهایت به دو نامزدی می رسید که یکی مثل آقای رئیسی اصلاً در صحنه سیاسی نبوده و ناگهان نامزد نهایی می شود و دیگری، آقای قالیباف که در کارنامه خود شکست های متعدد انتخاباتی داشته.چرا باید یک جناح با سابقه و ریشه دار به نقطه ای برسد که در وقت انتخابات آینده ساز ریاست جمهوری، ناگزیر شود با نامزدی ناشناخته یا با نامزدی که قبلاً دو بار از مردم جواب منفی گرفته، وارد صحنه آینده ساز انتخابات ریاست جمهوری شود؟

اولاً یک نفر می تواند ۱۰ بار هم از ملت رأی نیاورد و دفعه یازدهم رأی بیاورد؛ به شرط آنکه اعتبار حزبی داشته باشد. با توصیه ای که راجع به آقای قالیباف اشاره کردید موافقم. دو بار شکست خورده بود و اعتبار حزبی هم نداشت. فقط خودش بود و یارانش. آقای رئیسی هم ناشناس بودند و بعداً، «جمنا» ایشان را به عنوان نامزد نهایی خود برگزید.

آقای رئیسی، نامزد اعضای مجلس خبرگان بودند؟

بله ۵۰ نفر از اعضای خبرگان رهبری به حضور آقای رئیسی در انتخابات اظهار میل به و تأکید کردند که چنین فردی به تشخیص آنها دارای شرایط مناسب جهت نامزدی هست؛ آنان بر گزینه مطلوب خود پافشاری کردند و در نهایت، نامزدشان را «جمنا» پذیرفت.

به مناظره ها بپردازیم؛ شما دیالوگ ها و فضای مناظره را چطور دیدید؟

من شخصاً به عنوان کسی که بیش از چهل سال تجربه سیاسی در این کشور دارم، هیچ کدام از گفت و گو ها را نپذیرفتم؛ قبول هم نداشتم. حتی در مناظره ها به آنها تذکر دادم که مردها بزرگوار(قالیباف، جهانگیری و روحانی) این موارد که مطرح می کنید به درد مردم نمی خورد. بیرون با هم بحث کنید ولی آنها به هم می پریدند. این روش درستی نیست که جهت هم سند درمی آوردند. آقای هاشمی طبا هم از اول وظیفه خود را معلوم کرد که می خواهم به آقای روحانی رأی بدهم.

من به ایشان ایراد گرفتم مردم که مسخره نیستند؛ اینکه می گویی به عنوان نامزد به روحانی رأی می دهم، چه معنایی دارد؟ کسی که تو را قبول دارد چه کند؟ به آقای جهانگیری هم گفتم تو که معاون اولی؛ می آیی نامزد می شوی از امکانات سوءاستفاده می کنی. به چه حقی این کار را انجام می دهی؟ آیا غیر از این است که شما با این کار وقت تخصیص یافته به آقای روحانی را دو برابر می کنید؟

اگر نامزدی مسئله مالی یا هر ایراد دیگری دارد به صرف هم جناح بودن می توانیم چشم خود را روی آن ببندیم؟ آیا چنین نگاهی باعث اعتماد مردم به ما می شود؟

این یک عنوان اصولی است و قابل مطرح کردن است؛این مسأله را اتفاقاً به عنوان یک توصیه مهم اینجانب و بعضی دوستان دیگر در حزب مطرح کردیم.

چه مباحثی مطرح شد؟

من گفتم در مورد عملکرد شهرداری که در رأس آن آقای قالیباف هست، خلاف هایی وجود دارد که باید پیگیری شود. بعضی دوستان، هم نظر بودند ولی تصمیم گیری جمع این شد که: هنگامی که در یک جبهه کار می کنیم، نباید تفرق ایجاد کنیم؛ شما الان رقیب مهم دارید که باید به آن بپردازید و اذهان عمومی را متوجه او کنید.

یعنی به عنوان یک فعال سیاسی باید در بحث مبارزه با فساد رقیب تا آخر پافشاری کنم که پیگیری شود؛ ولی اگر فردی هم جناح بود و اتفاقاً نامزد یک مسئولیت مهم هم بود، چیزی نگویم؟آیا چنین رویکردی به نفع اعتبار حزب مؤتلفه یا هر فعال و تشکل سیاسی دیگری است؟

خیر؛ نیست.

بعد آیا مؤتلفه این راه را رفت؟

حزب تصمیم گرفت که به پرسشها به ترتیب اهمیت برسد و مهم تر را فدای مهم نکند.

در انتخابات ریاست جمهوری به علت اهمیت این مقام، باید احساس مسئولیت زیاد باشد. واقعاً معتقدید چون انتخابات است اگر کاندیدایی فساد دارد باید چشم پوشی کنیم؟

خیر. فرض کنید انتخابات به دور دوم می رفت و مسابقه بین من و آقای قالیباف بود. در آن شرایط البته آنچه را مورد نیاز بود می گفتم.

آن موقع این شائبه ایجاد می شد جهت رأی آوری، افشاگری می کنید ولی نه جهت مبارزه با فساد؟

بله ظاهراً حرف شما درست هست. البته این ضعفی است که نوعاً در مردم سالاری وجود دارد. شما به یک مسأله فوق انتخاباتی بر می گردید. مبنای رأی گیری همین هست. می نشینید محاسبه سیاسی می کنید که چگونه می توانید رقیب خود را از میدان به در کنید. همه ما، آنچه انجام می دهیم باید با مراعات اخلاق باشد؛ مطرح کردن ضعف های عملکردی فرد در دوران مسئولیتش تفاوت می کند با افشاگری در باره پرسشها شخصی و خانوادگی که در خارج از کشور ما مرسوم است و متأسفانه چند سالی است به ما هم سرایت کرده هست. به رقبا هم باید به ترتیب اهمیت و اولویت پرداخت؛ در انتخابات اول رقیب مهم نباید فراموش شود و اشتباهات مهم تر نباید تحت الشعاع اشتباهات کوچکتر قرارگیرد.

مؤتلفه هر لحظه تأکید دارد ما دموکراسی را قبول داریم تا جایی که به اعتقادات ما ضربه نزند. مؤتلفه همچنین مبارزه با فساد را از ستاره راهنماهای موضعگیری خود می داند. اگر این ها شعار نیست، جمع بندی آن با این عملکرد که از فساد مالی نامزدی چشم پوشی کنیم چون هم جناح ماست، چگونه ممکن است؟

این زمانی معتبر است که شما بگویید آقای میرسلیم تو تأیید کردی. اگر یک مورد بیاورید که من تأییدکننده خلاف های دیگران باشم، حرفتان درست است.به هر موضوعی و فسادی باید در موقع و جایگاه و روش مناسب آن پرداخت والا ممکن است نتیجه برعکس بگیرید. از هیچ فسادی و منکری نباید چشم پوشی کرد ولو از اقربا و دوستان و هم جناحان باشد ولی جهت حل پرسشها نباید به ترکیب پرسشها پرداخت بلکه باید تجزیه کرد و به ترتیب اولویت پیگیری کرد.

گاهی سکوت از تأیید، خطرناک تر هست. شعار محوری آقای قالیباف در انتخابات، تقسیم جامعه به 4درصد غارتگر و 96درصد چپاول شده است بود. در چنین وضعیتی شما از اوضاع منادی این شعار به ظاهر ضد فساد اطلاع دارید. آیا منافع ملی، اخلاق و شرع، مجوزی به ما می دهد که سکوت کنیم و خواسته و ناخواسته، در گمراهی جامعه سهیم شویم؟

مجاز نیستیم ولی موظف به گفتن فوری آن هم نیستیم. باید بموقع و به روش مناسب گفت و عمل کرد. بحث من ایفای وظیفه هست. حزب به عهده من این وظیفه را نگذاشت که یکباره به همه مفاسد از ریز و درشت بپردازم، من شخصاً علاقه مند بودم بگویم که اینجا و آنجا چه مفاسدی هست؛ ولی در شورای مرکزی حزب من را مجاب کردند که طرح این مباحث به صورت درهم یعنی جبهه فرعی باز کردن؛نباید این کار را انجام دهیم.

واقعاً مجاب شدید؟

بله، مجاب شدم که آن وقت جهت طرح آن مطالب درست نبود؛ ولی شخصاً همواره چه قبل از انتخابات و چه غیر از مناظره ها مواضع خود را اعلام کرده ام چه کتبی و چه شفاهی. آقای قالیباف و دیگران هم می دانند.

فرض کنید قالیباف برنده انتخابات می شد، آیا مؤتلفه خود را سرزنش نمی کرد که بابت نگفتن تخلفات احتمالی یک نامزد به رأی آوری او کمک کرده و او به ریاست جمهوری کشور رسیده است؟

مؤتلفه را فکر نمی کنم؛ ولی من قطعاً خودم را سرزنش می کردم. رئیسی ناشناس بود ولی جامعه قالیباف را می شناخت. ممکن بود نفر دوم شود و به دور دوم برود. در آن صورت باید می دیدیم بین آقای قالیباف و روحانی کدام کمتر ضرر دارد.

مواضع آقای قالیباف و رئیسی در دوره انتخابات را در چارچوب اصولگرایی می بینید؟

خیر. به پرسشها دیگری وارد شدند که ضرورتی نداشت .

در روز نهایی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نظر حزب، انصراف شما نبود؟

من با آقای رئیسی سفری به مشهد داشتم و جهت نخستین بار و آخرین بار در این دوران با ایشان صحبتی داشتم که ببینیم شرایط آرا چگونه است؛در صحبت های خود به این نتیجه رسیدیم آرای ما قابل جمع نیست و بهتر است هر کدام سرجای خود بمانیم. شب آخر هم تصور این بود تفاهمی صورت گرفته که ما به نفع آقای رئیسی کنار برویم که این طور نبود.

واژه های کلیدی: نامزدی | قالیباف | انتخابات | نامزد نهایی | ریاست جمهوری | نتیجه انتخابات | نامزد ریاست جمهوری | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog